«یادداشت های پراکنده ! . شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت» !

عکس

همین اندازه و تا آنجا که به دست اندرکاران اصلی و » نئوکانهای » درون دادگاه » ایران تریبونال »  بر می گردد ، دستاوردها و نتایج دادگاه منطقا باید برایشان اقناع کننده و حاوی دستاوردی بزرگ بوده باشد. اما برای » چپ » درون آن چه ؟ آیا چشم اندازی روشن در اینکه آنها صف شان را با نقدی شجاعانه از چنین پروژه ای جدا کنند ، وجود دارد؟  نوع برخورد و رویکرد نیروهای مخالف ایران تریبونال از این مرحله به بعد و در پروسه ای اینچنین چه اندازه موثر است و چه پارامترهائی را باید در نظر بگیرد ؟

حقیقت این است که ماجرای ایران تریبونال از آنچه ما فکر می کردیم ، بسیار فراتر رفت و دردناک این است که عده ای از جریان های چپ نیز با آنهایی که این طرح را چیدند و هدایت کردند ، هم آواز و هم باز شدند و خودشان را در دامی انداختند که دیگران در راستای هدف های شناخته شده شان پهن کرده بودند. در رسوایی این طرح همین بس که حالا چپ های مدافع آن ناگزیر شده اند رأی دادگاه کذایی را پنهان کنند ؛ و بعضی ها ناخودآگاه آن را حتی از خودشان هم پنهان می کنند!

و دردناک تر این است که بعضی از همین چپ ها ( که حالا معلوم شده فقط دکور طرح بوده اند ) هنوز دارند برای شرکت شان در بساط دیگران توجیه می تراشند تا «حقانیت» خودشان را اثبات کنند. این واقعاً رقت انگیز است. آنهایی که «من» خود را هم به اصل مقدسی تبدیل می کنند که در همه احوال باید حکمتی در کارش باشد ، خواه راست باشند ، خواه چپ ، معمولاً آدم های خطرناکی هستند. با دیگران کاری ندارم : آن دیگران می دانستند دنبال چه هستند و حالا هم می دانند که در جهت هدف های اعلام شده شان پیش رفته اند و چیزی برای پنهان کردن و شرمندگی ندارند. شرمندگی مالِ کسی است که ( به قول سعدی )»چپ آوازه افکنده و از راست رفت». اما حالا چه باید کرد؟ به نظر من ، پیش از هر چیز ،  چند نکته را باید به یاد داشته باشیم: اول این که جایی برای خوشحالی ما مخالفان ایران تریبونال وجود ندارد. ما اگر زودتر متوجه قضیه می شدیم ؛ اگر دلایل مان را منسجم تر بیان می کردیم ؛ اگر در باره زمین لیزی که اکنون در صحنه سیاسی ایران جلوی پایمان پهن شده ، بحث های دقیق تری راه می انداختیم ، شاید این طور نمی شد. می گویم «شاید» ، چون همه چیز در دست ما نیست. ولی در هر حال این «اگر» ها نشان دهنده ضعف ما هم هست و از ضعف خودمان نباید فضیلت بسازیم. حقیقت این که ما پیروز نشده ایم: وقتی پای بخشی از چپ به این نوع بازی ها باز می شود ، همه ما ضرر می بینیم. یادمان نرود که حمایت بعضی از جریان های چپ از خمینی در دوره انقلاب را هنوز هم ضد کمونیست های مخالف رژیم مستمسکی کرده اند برای کوبیدن همه چپ و آرمان بزرگ سوسیالیسم. کمونیست ها و همه سرسپردگان به «پائینی ها» ، نمی توانند فقط به دور ماندن از آلودگی ها دل خوش باشند ، زیرا قرار است آنها گنداب را بخشکانند و این نیازمندِ همراهی شمار هرچه بیشتری از مردم است. دوم این که آنچه را که پیشتر نکرده ایم ، حالا باید انجام بدهیم: باید بحث های دقیق تری راه بیندازیم در باره شرایطی که داغ تر شدن تقابل قدرت های امپریالیستی و رژیم جهنمی جمهوری اسلامی ایجاد می کند ؛ باید به یاد داشته باشیم که ایران تریبونال فقط نوک کوه یخ بود و «شب هنوز جوان است» ؛ باید نشان بدهیم که همگامی با یکی از طرفین به چه جهنمی می تواند بیانجامد ؛ و نیز باید روشن کنیم که این به معنای بی اعتنایی به فرصت هایی که همین تقابل ایجاد می کند ، نیست. سوم این که برخورد با آن بخش از فعالان چپ که از تریبونال حمایت کردند ، باید طوری باشد که افرادی که ندانسته و به اشتباه در دام طراحان این ماجرا افتادند ، بتوانند از اشتباه در آیند و از اشتباه درس بگیرند. از سرکوفت زدن به آنها چیزی عاید ما نمی شود. قصدم ماله کشیدن به آنچه اتفاق افتاده نیست ؛ اما فکر می کنم برخورد سازنده با افراد و جریان هایی که صداقتی دارند ، مهم است.

24 پاسخ to “«یادداشت های پراکنده ! . شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت» !”

  1. یادداشت های پراکنده ! شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت» ! « سایت خبری جنبش خرداد Says:

    […] حقیقت این است که ماجرای ایران تریبونال از آنچه ما فکر می کردیم ، بسیار فراتر رفت و دردناک این است که عده ای از جریان های چپ نیز با آنهایی که این طرح را چیدند و هدایت کردند ، هم آواز و هم بازی شدند و خودشان را در دامی انداختند که دیگران در راستای هدف های شناخته شده شان پهن کرده بودند. در رسوایی این طرح همین بس که حالا چپ های مدافع آن ناگزیر شده اند رأی دادگاه کذایی را پنهان کنند ؛ و بعضی ها ناخودآگاه آن را حتی از خودشان هم پنهان می کنند! ادامهٔ این ورودی را بخوانید » […]

  2. یادداشت های پراکنده! شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت »! محمدرضا شالگونی « سایت خبری راه کارگر Says:

    […] https://shalgooni.wordpress.com/2012/12/24/24-2/ […]

  3. محمدرضا شالگونی:یادداشت های پراکنده! شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت»! « سایت سیاسی،خبری خاوران Says:

    […] محمد رضا شالگونی:همین اندازه و تا آنجا که به دست اندرکاران اصلی و » نئوکانهای » درون دادگاه » ایران تریبونال »  بر می گردد ، دستاوردها و نتایج دادگاه منطقا باید برایشان اقناع کننده و حاوی دستاوردی بزرگ بوده باشد. اما برای » چپ » درون آن چه ؟ آیا چشم اندازی روشن در اینکه آنها صف شان را با نقدی شجاعانه از چنین پروژه ای جدا کنند ، وجود دارد؟  نوع برخورد و رویکرد نیروهای مخالف ایران تریبونال از این مرحله به بعد و در پروسه ای اینچنین چه اندازه موثر است و چه پارامترهائی را باید در نظر بگیرد ؟ […]

  4. ناشناس Says:

    واقعا که در صداقت بی نظیرید دیروز ش

  5. لورکآ Says:

    واقعا که در صداقت بی نظیرید دیروز شرکت در جنگ ارتجاعی، همکآری بآ آکتریت، دفاع از شخصیت سیاهی همچون منتظری و……امروز اشک تمساح برای چپی که حتی ذره ای باورش نداری . نیاز به روانکاوی مقاله نیست تا شادی احمقانه و بغایت کودکانه ای که از کشف یک اشتباه در جبهه دشمن [بخوان جبهه چپ] در آن موج میزند، حس کرد.

  6. Siavash Says:

    rhayash konid in agha ra. moshkele ishan in ast ke chera sazmandehe asli in harakat naboode ast

  7. keyvan Says:

    agar reza pahlavi in harekat ra sazmandehi karde bood migoft aghab oftadim

  8. صمد Says:

    بروید با فرخ نگهدار اعلامیه مشترک بدهید. اصلا نگران چپ نباشید، همه کار ها درست میشود

  9. آزاد Says:

    بابا این خودش زمانی ملا بود، منتظری هم یک ملا بود. آدم خوبی بود میگفت
    کشتن دختر باکره حرام است ، یک تنه در برابر اسلام ارتجاعی ایستاد و خلاصه از این حرف ها………………….

  10. Parva Rah Says:

    دوستان عزیز تمام کسانی که مشارکت می کنند و می نویسند امیدوارم قصد شان وصل کردن باشد نه فصل کردن ….در هر صورت مردم ان کشورو منطقه تحت فشار داخلی و خارجی قرار دارند و ما نمی خواهیم اسیب های بیشتری ببینیم …اقای شالگونی ممنون که همیشه حرفهایی را می زنید که نقطه حرکت به سوی صلح و اتحاد باشد

  11. شمس Says:

    من تا کنون چند بار به مقاله آقای شالگونی کامنت ارسال کردم متاسفانه در بخش کامنت ها درج نشده است!!!
    اگر تحمل کامنت های مخالف را ندارید, لطفا ادا و اطوار دموکراسی بازی را هم در نیآورید!!!

  12. شمس Says:

    آقای شالگونی کاش از واگویی بختک توده ایسم بیشتر میگفتید و فقط در واگویی گند کاری های حزب توده در دفاع از رژیم خمینی بکسوات نمیکردید!
    میگفتید که چگونه راه کارگری ها در حمایت از جریانات متلون توهم و توطئه «ملی مذهبی هاا؟!» به ویژه در دوران روی کار آمدن اصلاح طلبان و ریاست جمهوری محمد خاتمی سر
    کیف آمده بودند و چگونه برای کنفرانس برلین به به و چهچهه میکردند و حسابی دهانشان آب افتاده بود!
    واقعا باید از این تداوم رژیم ننگین جمهوری اسلامی که توسط ملی مذهبی ها و محمد خاتمی که بر آتش زیر خاکستر انقلاب مردم در 16 سال پیش آب پاشیدند و آنرا از خطر مهلک سقوط و اضمحلال رهانیدند و به تحمیق و توهم توده ها دست یازیدند و راه کارگری های پاسیفیست و اصولا کلیه باندهای چپ سنتی و به ویژه توده ایست ها به آن دامن زدند و میزنند, ترسید؟ یا از دادگاه سمبلیک تریبونال!
    آقای شالگونی صحبت از «داغ تر شدن تقابل قدرت های امپریالیستی و رژیم جهنمی جمهوری اسلامی» میکند و سپس ادامه میدهد که «باید به یاد داشته باشیم که ایران تریبونال فقط نوک کوه یخ بود»! عجب!
    شیره مالی در حمایت از دجالی باندهای ملی مذهبی ها برای نجات رژیم گندیده و به نفس افتاده رژیم اسلامی در شانزده سال پیش توسط راه کارگری ها خطرناک و مضر به حال مردم ایران بود, یا حکم دادگاه تریبونال؟
    ————-ادامه دارد————-

  13. شمس Says:

    شیره مالی جریانات اصلاح طلبان و بدتر از آن آبرو و حیثیت خریدن برای رژیم تبهکار حاکم در امثال کنفرانس های برلین توسط آنها و نیز شرکت «چپ هایی؟؟؟!!!» نظیر آقای رئیس دانا و نیز حمایت و به به و چهچهه راه کارگری ها و امثالهم, آنهم در کوران کشتار و مثله نمودن نویسندگان و روشنفکران, برای آن که باعث تداوم و بقای هرچه بیشتر رژیم شده است, خطرناک است, یا دادگاه نمادین برلین!
    آیا شانزده سال پیش که توده مردم با استفاده از به جان هم افتادن گرگ های ملی مذهبی و گرگ های اصول گرا به میدان آمده بودند, آیا کوشش چپ ها میبایست در جهت دامن زدن به آتش این جنبش و لاجرم تشدید تضادهای درون جرگه گرگ ها میگردید, یا دامن زدن به توهم و تحمیق مردم در دفاع از بزم اصلاح طلبان فریبکار و شرکت در کنفرانس ریاکارانه برلین!
    مطمئنا تضعیف شدید و یا حتی امکان سرنگونی جمهوری تبهکاران در شانزده سال پیش, بلاشک حضور هرچه بیشتر و تمام عیار توده مردم را در زمان حال در بر داشت و لاجرم نیز سرمایه جهانی و باندهای گوناگون امپریالیستی را هر چه بیشتر به انفعال میکشانید!
    نجات جمهوری تبهکاران در شانزده سال قبل که علی الاصول راه کارکری ها(هرچند بسیار ناچیز به سبب امکان و وسع بسیار محدودشان) نیز در ان نقشی داشته اند, خظر شلتاق های امروز امپریالیسم را در بر دارد! اصولا هر روز تدام زندگی جمهوری عفریته, خطر تهاجم امپریالیستی را بیشتر و بیشتر نموده و مینماید!
    آقای شالگونی از اینکه اینقدر از تریبونال مینالد, منظوری دارد, آقای شالگونی و شرکایش میپندارند که شاید با این هوچی گری ها بتوانند, گند کاری های قبلیشان را که در جهت تداوم رژیم تبهکاران جد و جهد میکردند و فلسفه میبافتند, لاپوشانی کنند! در ضمن که مثلا به زعمشان از چپ ها و کمونیست ها نیز مچ گیری نمایند!
    آقای شالگونی, این شما و شرکایتان هستید که سال ها بر روی این نوک کوه یخ نشسته اید و چشم بسته کرکری میخوانید و جولان میدهید! نادانی ها و ندانم کاری ها و سانتریسم و پاسیویسم شما و امثال شماها که در دنباله توده ایسم به روایتی دیگر است, تداوم ارتجاع و در واقع شلتاق های سرمایه جهانی را به دنبال داشته و دارد!

  14. شمس Says:

    آیا به راستی راه کارگری ها میپندارند که مثلا چپ ها و کمونیست هایی که در تریبونال شرکت کرده اند و یا از آن حمایت میکنند, دانسته یا نا دانسته دارند زمینه ساز حمله نظامی امپریالیست ها به ایران میشوند؟ یا آنکه این ها فقط یک شانتاژ و یا از مقوله شامورتی بازی ها است؟ VOA و BBC ده ها برنامه اصلی و فرعی در مورد شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی ترتیب داده است و در بسیاری از آنها نیز چپ ها و حتما راه کارگری ها و به خصوص آقای شالگونی در آن سخنرانی های غرایی در افشای رژیم انجام داده اند! نمیدانم کدام انسان با عقل سالمی میتواند به خود اجازه دهد که بیاید یقه آقای شالگونی را بگیرد و بگوید که چرا در VOA و BBC سخنرانی و مصاحبه کردی؟ البته من با باندهای اولترا ارتجاعی و جاسوس و مواجب بگیر امثال توفان و منشعب آن «جمعی از کمونیست های مقیم کلن» و و … چیزی نمیگویم که سخن تکراری است.
    آقای شالگونی شاید بگوید که تریبونال حکم به جنایتکار بودن رژیم داده است!!! و علاوه بر باندهای وابسته به امپریالیسم؟! امثال وابستگان به شیوخ مرتجع عرب نیز در این حکم سهیم بوده اند! باید گفت, دادگاه نمادین تریبونال, حکم نمادین هم داده است! در VOA و BBC بیست و چهار ساعته و آنهم توسط مرتجعترین افراد و باندهای داخلی و خارجی که شیوخ عرب پیش آنها مارکس هستند, بر علیه جنایات رژیم حاکم داد سخن میدهند! VOA و BBC فارسی و غیر فارسی سال ها است که احکام جنایت علیه بشریت رژیم را در بین مردم ایران و جهان جار زده اند و ناخواسته در همان جهت مبارزین و انقلابیون جا انداخته اند! چون انقلابیون و چپ ها و کمونیست ها به موجب آنکه VOA و BBC از جنایات رژیم میگویند, همچون پاسیفیست ها و سانتریست ها و چپ های مکش مرگ مای ضد امپریالیست و توده ایست که ابلهانه تا مدتهای مدید کام در زبان گرفته و از جنایات رژیم با لکنت زبان صحبت میکردند, عمل ننمودند! امثال VOA و BBC به موجب آنکه کمونیست ها و انقلابیون بر اصل لنینی و کمونیسم کارگری مداخله گری همه جانبه سیاسی معتقدند و به وظائف خود عمل کرده اند, دست پیش را گرفته اند که پس نیآفتند!

    VOA و BBC به موجب آنکه با جد و جهد و آگاهگری های همه جانبه کمونیست ها و در راس آن کمونیست های کارگری در انقلاب 1388 شعار رای من کو را به شعارهای سرنگونی ارتقا دادند, دست پیش را گرفته بودند و نیز گرفته اند! به همین سبب شب و روز برای ایجاد بذر توهم و تخدیر با ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان مصاحبه میکنند و چرندیات آنها را جار میزنند!
    ————-ادامه دارد————-

  15. شمس Says:

    دادگاه نمادین تریبونال حکم نمادینی داد که در آن طیفی از وابستگان امپریالیسم و یا شیوخ مرتج عرب در آن نقش داشته اند! خوب که چه؟ حکم نمادین تریبونال جمهوری اسلامی را به جنایت علیه بشریت محکوم کرد! این حکم فاقد قدرت اجرایی ولی جهت تبلیغ در بین مردم جهان و نیز ایران بسیار کارا میباشد! ولی بازماندگان جانباختگان و شکنجه شده های رژیم حاکم امکان آنرا یافتند تا از آن به عنوان تریبونی به غایت افشاگر علیه تبهکاری های اسلام سیاسی استفاده
    نمایند! ویدیو های رقت بار و در عین حال به غایت افشاگر آنها را همگان در ایران و جهان دیده اند!
    همآنگونه که VOA و BBC به سبب آنکه مردم ایران خواستار سرنگونی کل رژیم هستند, نه اصلاح آن که فقط و فقط با مجاهدت چپ ها و در راس آنها کمونیست های کارگری محقق گردید, هرچند که به مذاق اصلاح طلبان خوش نمیآمد, اذعان نمودند! اما VOA و BBC با ریاکاری تمام میخواهند نشان دهند که مردم خواهان سرنگونی نظامند ولی خواستار به قدرت رسیدن ملی مذهبی ها میباشند! VOA و BBC در قرق ملی مذهبی ها میباشد و براستی این مدیا مبلغ و پرووکاتور ملی مذهبی ها هستند, همآنگونه که مساجد در قبل از بهمن 1357 پرووکات های ملایان بوده اند! سرمایه جهانی برگ اسلام سیاسی را به این راحتی از دست نمیدهد!
    آیا هیچ عقل سلیمی میپذیرد که سرمایه جهانی منتظر صدور این حکم دادگاه نمادین تریبونال به عنوان مجوز برای مداخله نظامی در ایران است؟! یعنی فقط این حکم را کم داشته اند که آنرا نیز هم اکنون دارند! البته من بر این باورم که آقای شالگونی و شرکایش در خفا حتما به این «براهین؟!» ریسه میروند! با اینحال در این دادگاه نمادین بسیاری از ناگفته هایی که توسط بازماندگان جانباختگان با رقت تمام بیان شده است به عنوان اسناد به غایت افشاگر در اذهان بسیاری ازمردم ایران و نیز جهان که از چند و چون آن آگاهی نداشتند و یا آنکه اصلا به آن آگاه نبودند حک شده است که این دستآورد بسیار بزرگی برای مبارزین و کمونیست ها میباشد!
    آقای شالگونی امپریالیسم از آتش انقلاب در زیر خاکستر مردم ایران هراسان است و به همین سبب نیز چنگ و دندان نشان میدهد! چرا؟ به جهت آنکه میخواهد دست بالا را بگیرد که پس نیآفتد! امپریالیسم میداند که در ایران القاعده اصلا حضور ندارد تا از برگ آن برای عقب راندن و به لجن کشیدن انقلاب مردم استفاده نماید! آمریکا خیلی خوب میداند که اسلام سیاسی هم با تمام دان پاشی هایش سبز نمیشود و بار نمیدهد! نظام سلطنت را هم که مردم ایران در سال 1357 استفراغ کرده اند, این را امپریالیسم بهتر از هر کسی میداند! اما این را آمریکا کاملا میداند, در عمل این چپ ها و کمونیست ها هستند که تنها آلترناتیو ممکن میباشند!
    ————-ادامه دارد————-

  16. شمس Says:

    آقای شالگونی امکان مداخله نظامی سرمایه جهانی را درست ببینید و آدرس عوضی ندهید و اینقدر هم جهت با ارتجاع سرمایه داخلی و سرمایه پرو روسی و پروچینی بذر توهم و تحمیق نپراکنید! امکان مداخله نظامی از جانب امثال تریبونال نیست, «خطر؟؟؟!!!» دقیقا از امکان قدرت گیری کمونیست آنهم با تمام تفرقه در بینشان به شکل انبوه توده ها میباشد!
    سی و سه سال است که چپ ها و کمونیست ها به سبب تفرقه و مهمتر از همه عدم پول و امکانات از برگزاری چنین دادگاهی طفره رفته اند و یا اصولا ناتوان از برگزاری آن بوده اند. تازه اگر هم میتوانستند, چنین دادگاهی را برپا نمایند, چه سودی میتوانست در جهان داشته باشد؟ اپوزیسیون رژیم ایران, علیه رژیم حاکم ایران دادگاه بر پا کردند! خوب که چه بشود؟ چه کسی حرف اپوزیسون را باور میکند؟ اصلا همش فیلمه!!!!!!
    رژیم جمهوری اسلامی اینجوری از دست تریبونال ننالیده که آقای شالگونی و شرکای راه کارگریش نالیده اند؟! خواب و ارام ندارند! در بسترشان مدام غلت میزنند! از ناراحتی هم شام و نهار ندارند! مدام در وحشتند که نکنه بعد از این حکم تریبونال, آمریکا به ایران حمله نماید! آقای شالگونی شاید شما و شرکایتان بپندارید که دیگران هم باور کرده اند که از دست این تریبونال «به شدت نگرانید؟؟؟!!!» نخیر به هیج وجه اینطور نیست! دیگران به شدت بر این باورند که همه این «نگرانی ها؟؟؟!!!» فقط یک بازیه! یکجور عرض اندام و رهایی از مهجور ماندن است! دری وری های درپیتی امثال «توفانی ها» و «راه توده» و «تارنگاشت عدالت» نوعی تقسیم کار در بین مواجب بگیران ارتش سایبری امام زمان میباشد, اما بر این باورم که شانتاژ های امثال شالگونی و شرکایش ناشی از مهجور ماندن پیر مردها است!
    ————- پایان کامنت های جوابیه به آقای شالگونی —————–

  17. مهران Says:

    رهبر هیات اجرایی ، آقای محمد رضا شالگونی بمیدان آمده اند تا از طریق سحر و جادو و قدرت معجزات الهی پایه های «کوه یخی:» را که تریبونال لندن و لاهه آغازش بود را نشان دهد؛ همه میدانند که ایشان وقتی آیت الله العظمی منتظری در گذشتند چگونه روح عطوفتشان بدرد آمد و برای آیت الله اشک ریختند ، نمیدانم ایشان برای مرگ بقیه آیت الله های همدرد چگونه احساس خودشان را ابراز کردند. روحیه عاطفی چیزی هست که واقعا برای هرانسانی خوب است. سوالم از ایشان این هست -هرچند میدانم ایشان کارهای مهمتری دارند، آیا به هیچکدام از شهادتهای خانواده های و شاهدان این دادگاه گوش داده اند؟ آیا شهادت خانم ملکه مصطفی سلطانی خانم خاطره معینی و…. را شنیدهاید؟ چه احساسی داشتید؟ لطف کنید گوش کنید در یوتیوب هست.
    سوالم اینست شما چرا از مستند شدن جنایات دهه شصت به فغان آمده اید؟ شما چرا از روشن شدن آنچه بر مردم ما در آن دهه خونین گذشته و مستند شدن و آگاهی عمومی از این جنایات به وحشت افتاده اید؟ چرا فکر میکنید هر چیز که زیر اراده جنابعالی نیست حتما زیر سر دشمنان چپ و مردم ایران است؟ این میزان و ترازوی یافتن حقیقت و چپ سنجی را از چه کسی به ارث برده اید که همه از میزان نزدیکی به شخص شما ، میزان نزدیکیشان به آرمانهای الهی مشخص میشود؟
    میدانم که دادگاه لندن و لاهه و میزان اسناد و شهادتهای ارائه شده ، واقعا نوک کوه یخی است که تنها نشانه های سی و اندی سال از جنایت آدمخواران اسلامی بر مردم ما را به نمایش در آورد و این تنها نمادی از یک دادگاه و تمرینی بود برای دادگاه واقعی و مردمی در ایران که رژیم خونریز را به مخاکمه کشاند. شما که این همه از صداقت دم میزنید امیدم آنست خورده ای از صداقت در وجودتان وجود داشته باشد و بیش از خودتان و اعضای هیات تان را در ویترین آیت الله بی بی سی به فروش نگذارید که آنها برای تکمیل ویترین و جوری جنس در رسانه امپریالیستی و استعماری از شما استفاده میکنند. خوب بود نامتان به خوشننامی در دفاع از خانواده های قربانیان جنایات بزرک این سه دهه و آرمانهایشان برده میشد و نه در کنار «ضد امپزیالیستهای» اسلامی و جاه طلبان بی عاطفه ای که با وجود کارزار ایران تریبونال دکانشان تعطیل شد و آه و فغانشان درآمد که آنها دیگر تنها «مستندسازان» خاطرات و تجربه های زندان نیستند و از ترس باد کردن «کتابها » و ضررهای اقتصادی و به تبع آن صدمه به جاه طلبیهای آینده سیاسی شان ، بشکلی هیستیریک علیه یک کارزار ساده و همه گیر خانواده ها به میدان آمدند و هیات اچرایی به زعامت شما شخصیتهای تازه ساخت و آبرو ریخت و ما آشنا شدیم که متاسفانه چه شناعت و وقاهتی بی نظیری میتواند به یکباره در برخی بروز کند.
    آرزو میکنم که وقت کنید و بروید شهادتها و داستانهای مستند شده این دو دادگاه را بخوانید. اگر صداقتی مانده باشد قطعا نظرت عوض خواهد شد.

  18. Keyvan Says:

    Na Agha in Fard na sedaghat darad va na avaz mishavad. Niaz haye fardi rahnemaye amal in fard ast.

  19. فرهاد Says:

    با شناخثی که ازشخصییت آقای شالگونی هست فقط باید گفت که اگر این آقا خودش دستی درسازماندهی این حرکت می داشت و بخصوص اگر نقش رهبری را در آن داشت، بی شک آسمان و ریسمان را به هم میبافت تا اندر فواید این حرکت بی نظیر قصه ها بگوید و در این جهت از استناد مداوم به گفته ها و اعمال اندیشمندان سوسیالیزم خسته نشود، مثلا چیزهایی از این دست که گاهی برای پیشبرد اهداف جنبش مردان ما می توانند دامن هم بپوشند و غیره.
    جنبش ما باید از مرحله این آقایان فراتر رود. این ها تنگ نظر هستند و متعلق به گذشته. در تنگ نظری و خوی استبداد تفاوتشان با جمهوری اسلامی فقط همین است که فاقد قدرت اجرایی آن هستند.

  20. Siavash Says:

    vaghean ke vaziiate aghaye shalgooni reghat angiz ast, khodash ra bichare chenan lo dadae ast ke adam az in hame hemaghat be tarahom bishtar fekr mikonad ta hamle be ou
    dadagahi jomhuri eslami ra be jenayat aleihe bashariat mahkomm mikonad vali in agha be deghate saat dar jostejooye dome khoroos ast!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  21. ناشناس Says:

    چرا پاسخ نقدهای حزب کمونیست ایران مارکسیست.لنینیست.مائوئیست را نمیدهید؟ مگر به صحت خط و تحلیلتان واقف نیستید؟ چرا نقدهایی رو که جلو گذاشته اند پاسخ نمیدین؟ خصوصا این نقد آخری که در نشریه حقیقت شماره 61 هم آمد؟

  22. قاسم Says:

    درود به آقای محمد رضا شالگونی!
    این دومین بار است که من در سایت رفقای «زوشنگری» زیر مقاله در باره » تریبونال» کامنت می گذارم و درج نمی گردد. از گوگل این مکان را یافتم و شاید بد نباشد هر دو کامنت را برای تان ارسال کنم. هرچند کامنت دوم مربوط به مقاله آقای صارمی در باره » تریبونال» در «روشنگری» درج شد. چرا که حاوی اطلاعاتی است برای روشنانی به وضعیت «تریبونال»
    1ــ آقای شالگونی به منتقدین «تریبونال» خوش آمدید.
    ولی برایم که مقداری کمتر از شما که از رهبران راه کارگر هستید سابقه فعالیت سیاسی دارم جای تعجبی نیست با چنین نقد آبکی از این «رسوایی» فاصله گرفتید. چرا که جریان سیاسی ای که شما به آن متعلق اید، نقش نشستن میان دو صندلی را در چپ ایران بازکرده است.
    حال روشن میکنم که آدم بی ادبی نیستم تا نقد شما را آبکی حطاب کنم.
    من در استبداد اسلامی هشت سال را در زندان سپری کردم و گشتار 67 را با تمام سلولهایم تجربه کردم و از شروع این » کارزار» بعنوان یک سوسیالیست، منتقد آن بودم و هرگز آن گونه که شما نوشتید «خوشحال » نیستم چرا که «ایران تریبونال» با هدایت «کانون زندانیان سیاسی» و همکاری نئوکانها یکی از ابزار مهم مبارزاتی مردم ایران یعنی محاکمه جمهوری اسلامی برای جنایت تا کنونی اش بعنوان دستآورد زحمتکشان ایران از آنها گرفته و آن را به امر سوخته تبدیل کرده. این فلاکت بخشی از چپ ایران، بجای حضور در مبارزات اجتماعی جامعه در «پروژه» های سرمایه داری جهانی، جهت کنترل دولت های پیرامونی شرکت می کند غم انگیز است.
    همه ما چه به مثابه فرد یا سازمان وقتی وارد فعالیت آگاهانه سیاسی ــ اجتماعی شدیم باید پاسخگوی اعمال سیاسی ــ اجتماعی مان باشیم و این پاسخگوئی هیچ ربطی به منقدین مان ندارد. در عین حال در زیر من نشان خواهم داد، به جریان اصلی چپ حامی «ایران تریبونال» «اقلیت» که «بابک اعماد» و «کانون زندانی سیاسی ایران در تبعید» بهمراه نئوکانها گرداننده اصلی جریان «تریبونال» بودند، در مورد مشابه در گذشته بر خورد شد و متاسفانه نتیجه همین بود که امروز هست، حتی شما رفیق همراه را انگشت به دهان کرد.
    حال شما را به انتقادی که از طرف «کمیته ی میز کتاب آمستردام» به شرکت «اقلیت» «در طرح امپریالیستی» سایت «شهرزاد نیور» رجوع می دهم.
    http://www.kotiposti.net/msaleha/nai_5/sh1/sh1_p_13.html
    «در پایان این گفتگوها، تنها نتیجه گیری از نظرات رفیق نماینده‌ی «اقلیت» این بود که تمام این موارد مطرح شده، مسائل شخصی یکی از اعضاء، یعنی مینا سعدادی می‌باشد و ربطی به سازمان «اقلیت» ندارد و به همین خاطر هم «اقلیت» موظف به پاسخ گوئی به هیچ کدام از این مسائل نیست.»
    «همچنین، سایت » شهرزاد نیوز » که در جولای ٢۰۰۶ به سردبیری مینا سعدادی شروع به کار کرده است پروژه‌ی مشترکی است که به ابتکار » بنیاد دخترک «، متعلق به مینا سعدادی، و همکاری » مرکز بین المللی اطلاعات و آرشیو برای جنبش زنان (IIAV) » و » مرکز آموزش رادیو هلند (RNTC) » تاسیس شده است و یکی از ١١ پروژه‌ای است که شامل این طرح وزارت امور خارجه‌ی هلند می‌باشد و به مدت ٢ سال از سوی وزارت امور خارجه‌ی هلند تامین مالی خواهد شد. » بنیاد دخترک » مسئولیت گردآوری ژورنالیست‌های ایرانی در داخل و خارج ایران و آموزش آنان را در رادیو هلند به عهده دارد.»
    «مینا سعدادی یکی از مسئولین » سازمان فدائیان (اقلیت) «، مبتکر و سردبیر سایت » شهرزاد نیوز «، تاکنون با عناوین و اسامی مختلف در مجامعی حاضر بوده که نمایندگان رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی نیز شرکت داشته‌اند.»
    قابل توجه آقای شالگونی و سایرین، در آخرین نشست پالتاک «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست» من در قسمت پرسش و پاسخ از نماینده «اقلیت» در این نشست سئوال کردم: چگونه است که اقلیت در پروژه «تریبونال» با نئوکانها به همکاری می پردازد و هم زمان با «احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست» می خواهد بدیل سوسیالیستی بسازد.
    پاسخ مشابه همانی بود که به رفقای آمستردام دادند.
    2 ــ نخستين دادگاه مردمی در طول تاريخ!
    سعيد صارمی

    این هم نظر قاسم که سایت روشنگری منعکس نکرد.
    بابک عماد سابقه طولانی در این گنده گوئی های بی پایه و حساب سازی مالی بعنوان مسئول مالی تریبونال دارد. نمونه ای که من خودم شخصا در جریان آن ناظر بودم: او در ارتباط با سازمان فدائیان اقلیت، رئیس مادام العمر » کانون زندانیان سیاسی» مستقر در استکهلم یکی از گردانندگان اصلی تریبونال است. من خود زندانی و همبندی او بودم. » کانون زندانیان سیاسی» برای «کمک» به زندانیان مطابق با ادعاء آقای عماد، همین رفتار ناشایست که نویسنده مقاله در بالا به آن اشاره داشت با زندانیانی که به این تشکل با نام غلط انداز رجوع کردند داشت.

    یک نمونه که همه اسناد اش نزد من موجود است: سودابه اردوان زندانی سیاسی و نویسنده کتاب خاطرات زندان با نام «یاد نگاره های زندان» در ابتدای ورودش به استکهلم با این کانون همکاری داشت. زمانی که خواست نقاشی های بی نظیرش را از زندان، که کارهای زندان او از سال 1360 الی 1367 را منتشر کند به آقای عماد رجوع می کند. در کشور سوئد مرکز فرهنگی وجود دارد که برای کمک به ناشرین کتاب، قبل از انتشار آن، تعداد قابل ملاحظه ای از آنها را خریداری و پول آن را به حساب ناشر واریز میکند تا کمکی شود برای انتشار کتاب و ناشر هم بعد از انتشار، تعداد کتاب تعیین شده را باید به این مرکز تحویل دهد. سودابه اردوان کتاب را با هزینه خود منتشر کرد و پولی بابت این کتاب به مبلغ حدود 37 هزار کردن به حساب کانون واریز شده بود و این پول به سودابه برای پرداخت هزینه هایش از طرف کانون تحویل داده نمی شد با وجود تماسهای مکرر سودابه. سودابه که با چاپخانه قرار پرداخت 50000 کردون را گذاشته بود مجبور برای پرداخت این مبلغ از بانک وام گرفت. او بعد از نا امید شدن از دریافت مبلغ یاد شده از کانون، خود به مرکز فرهنگی » راهنمای فرهنک» با در دست داشتن یک جلد کتاب خود که عکس اش در پشت جلد آن چاپ شده بود رجوع کرد. او مشکل خود با کانون را در باره انتشار کتاب آنجا طرح کرد و خانمی که از مرکز فرهنگی مخاطب سودابه بود با ورق زدن کتاب، بسیار متاثر شد و گفت آن مبلغ متعلق به شماست. و نامه ای با لحنی شدید برای تحویل پول واریز شده به سودابه، برای کانون نوشت. کوتاه سخن ، بعد از این رسوانی و پا در میانی فعالان سیاسی شهر برای کاستن از دامنه این رسوائی، مبلغ یاد شده به حساب سودابه که مشقت هشت ساله زندان خود را بهمراه نقاشی بی نظیرش منتشر کرده بود واریز شد. نمونه های بیشمار از عمل کرد این چنینی » کانون زندانیان سیاسی» به ریاست بابک عماد با سایر زندانیان وجود دارد.

  23. فرزین Says:

    کامنت فرزین در روشنگری در نقد قاسم
    نام: فرزین
    ای-میل:
    21:44 14 دی 1391
    آقای قاسم ! نقد داریم تا نقد !
    واقعیت آنست که مشکل چپ یکی دو تا که نیست . نمونه اش به اصطلاح «نقد» همین اقای قاسم .
    «فلاکت بخشی از چپ ایران»،از جمله همین آقا،اینست که آگاهانه و برای از میدان به در کردن و تخریب آدمها ، اتهام و یا اتهاماتی به مخالف خود می چسبانند که آدم انگشت به دهان و متحیر می ماند . آقای شالگونی ، عضو سازمان راه کارگر ( هیئت اجرائی ) است . سازمانی که از همان آغاز مخالف و منتقد ایران تریبونال بوده وهست . ولی آقای قاسم تیتر می زند » آقای شالگونی به منتقدین «تریبونال» خوش آمدید. »
    دوم از این .
    آقای شالگونی حی و حاضر نوشته است ….. دردناک اين است که عده ای از جريان های چپ با دست اندرکاران اصلی و « نئوکانهای » درون دادگاه «ايران تريبونال » که اين طرح را چيدند و هدايت کردند ، هم آواز و هم باز شدند و …. اين جايی برای خوشحالی ما مخالفان ايران تريبونال وجود ندارد. ؛…» .. آقای قاسم که حتی از سابقه و نفس وحود دو سازمان راه کارگر گویا اطلاعی ندارد ، می نویسد که آقای شالگونی از وضعیت بوجود آمده خوشحال است . حالا خودتان بگردید و پیدا کنید این عداوت آدمهائی مانند این اقا از کجا بر می خیزد ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s