Archive for the ‘مقالات جدید’ Category

نقش حزب توده در تضعیف چپ ایران در مقابل جمهوری اسلامی

فوریه 1, 2012

همه انقلابات اجتماعی بزرگِ چند قرن اخیر حرکت های تاریخی رو به جلو بوده اند؛ معمولاً ایدئولوژی، رهبری و برنامه پیشرو داشته اند و در جا انداختن مفهوم “حاکمیت مردم” به عنوان پایه مشروعیت نظام سیاسی، به درجات مختلف، تأثیر گذار بوده اند. اما انقلاب ۱۳۵۷ ایران استثنایی بر این قاعده بود. زیرا نخستین انقلاب توده‌ای و سراسری برخاسته از پائین بود که با رهبری یک نیروی آشکارا واپسگرا صورت گرفت و اصل “حاکمیت مردم” را نه تنها در عمل، بلکه حتی با بیان تئوریک کاملاً صریح کنار گذاشت. (more…)

Advertisements

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته ! آیا سوریه در یک جنگ داخلی خونین فرو می غلتد؟ بخش دهم

ژانویه 6, 2012

نزدیک به ده ماه پس از آغاز خیزش های توده ای در سوریه ، جنبش مردمی همچنان پرنفس ادامه دارد و رژیم اسد نیز همچنان با توحشی فزاینده سرکوب خود را ادامه می دهد. اکنون دو چیز روشن است: یک – حرکت های توده ای ، دیگر به منطقه خاصی محدود نیست و تقریباً به همه جا گسترده شده و حتی تا حدود قابل توجهی خصلت مسلحانه پیدا کرده است. دو – سوریه در مسیری شبیه به لیبی پیش نمی رود. این تفاوت از کجاست؟ مهم ترین عوامل تفاوت اینها هستند: (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – ۹ زوال پایه اجتماعی حزب بعث

دسامبر 23, 2011

شورش توده ای بزرگ و دائماً گسترش یابنده ای که در نُه ماه گذشته علیه رژیم بشار اسد برخاسته ، جای تردیدی باقی نمی گذارد که اکثریت مردم سوریه با این رژیم مخالفند. همچنین تردیدی نمی توان داشت که شورشی با این دوام و گستردگی فقط با نفرت مردم از دیکتاتوری یا تأثیر پذیری آنها از انقلاب های تونس و مصر قابل توضیح نیست. دیکتاتوری ها ضرورتاً همیشه و همه جا رژیم های منفوری نیستند. مثلاً رژیم جمال عبدالناصر مسلماً یک دیکتاتوری بود ، ولی وقتی ناصر ( در سپتامبر ۱۹۷۰ ) مُرد ، بیش از شش میلیون مصری از سراسر کشور به (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – ۸ – علل دوام دیکتاتوری خاندان اسد

دسامبر 18, 2011

از عمر دیکتاتوری خاندان اسد اکنون ۴۱ سال می گذرد ؛ و دیکتاتوری حزب بعث که در مارس ۱۹۶۳ از طریق یک کودتای نظامی آغاز شد ، اکنون چهل و هشتمین سال خود را پشت سر می گذارد. در سراسر این دورۀ تقریباً نیم قرنی ، طبق «قانون وضعیت فوق العاده» ( که ظاهراً در ۲۱ آوریل امسال از طرف بشار اسد الغا شد ، ولی در عمل با خشونتی بسیار وحشیانه تر همچنان اجرا می شود ) مردم سوریه در بی حقی مطلق و در ناتوانی آشکار در مقابل حاکمان شان می زیسته اند. خاموشی آنها را در طول زمانی چنین طولانی چگونه می توان توضیح داد؟ بی تردید ، نخستین پاسخ برای این سؤال را باید در خشونت همین دیکتاتوری جستجو کرد که شکل گیری هر نوع تجمع و تشکل مستقل را بسیار دشوار می کرده است. (more…)

3- انقلابی که همه را غافلگیر کرد

اکتبر 21, 2011

انقلاب ها معمولاً ناگهانی شروع می شوند ، همان طور که همه انقلاب های عرب که امسال راه افتادند ، چنین بودند. اما انقلاب در لیبی حادثه ای بود که ظاهراً هیچ کس انتظارش را نداشت. دیکتاتوری قذافی پدیده کاملاً شناخته شده ای بود ، اما همه فکر می کردند او چنان بر اوضاع مسلط است و مخالفان او چنان پراکنده و ضعیف اند که نشانه ای از توفان یا حتی ناآرامی های قابل توجه دیده نمی شود. خودِ قذافی چنان از موقعیت حکومت اش مطمئن بود که یک روز پس از فرار بن علی از تونس ، در حالی که غالب دیکتاتورهای عرب از ترس شان کلامی بر لب نمی آوردند ، (more…)

محمدرضا شالگونی: خشونت ما یا خشونت آن ها؟

ژوئیه 11, 2011

فراموش نباید کرد که دنیای ما از خشونت انقلابات در رنج نیست ، بلکه از خشونت فاجعه بار و بی پایان نظام های بهره کشی و بی حقی حاکم درعذاب است. اینها ( همان طور که مارک تواین ، نویسنده معروف امریکایی یادآوری کرده است) هزاران سال ادامه داشته اند ، در حالی که خشونت های انقلابی بیش از چند روز یا حداکثر چند ماه دوام نمی آورند. خشونت انقلاب ، هر جا که لازم باشد ، جز دفاع از خودِ مردم به جان آمده از بهره کشی و ستم گری چیز دیگری نیست. پس بگذارید به جای مقابله با خشونت احتمالی انقلاب با خشونت جباران و بهره کشان دربیفتیم. ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

انقلاب و ضد انقلاب در دنیای عرب محمدرضا شالگونی قسمت چهارم

ژوئیه 11, 2011

وقتی انقلابی آغاز می شود ، معمولاً نظام سیاسی حاکم نیز به سرکوب خشن تر و گسترده تری روی می آورد. به عبارت دیگر ، هر انقلابی در مقابل خود ضد انقلابی را بر می انگیزد و در روند همین رویارویی است که سرنوشت انقلاب رقم می خورد. با توجه به این حقیقت است که آنتونیو گرامشی می گوید : هر موقعیت انقلابی در عین حال یک موقعیت ضد انقلابی هم هست. بنابراین در بررسی چشم اندازهای یک انقلاب کافی نیست ببینیم نیروهای انقلابی چه هستند و چه می خواهند ، بلکه لازم است چه بودی نیروهای ضد انقلاب و طرح ها و امکانات آنها را هم در نظر بگیریم. حال ببینیم چه نیروهایی در مقابل انقلاب عرب ایستاده اند؟ تردیدی نیست که در حال حاضر ، دیکتاتوری های حاکم در هر کشور و عَمله و اَکره و پایه اجتماعی آنها در خط مقدم رویارویی قرار دارند. اما در مقیاس بزرگ تر و در سطح منطقه ، امپریالیسم امریکا و متحدان آن و به خصوص ، اسرائیل و دژ اصلی ارتجاع عرب نیز در مقابل انقلاب عرب قرار دارند و برای درهم شکستن آن نقشه می کشند. پیشتر ( در بخش دوم این نوشته ها ) یادآوری کرده ام که “شورای همکاری خلیج” به رهبری عربستان سعودی ، دژ اصلی ضد انقلاب در دنیای عرب است. با توجه به این حقیقت که غالب دیکتاتوری های عرب از پشتیبانی امریکا برخوردارند و حتی رژیم هایی هستند که بدون وابستگی به آن نمی توانند برای مدت زیادی سرپا بمانند ، قبل از هر چیز باید دید امریکا چه سیاستی را در مقابل انقلاب عرب دنبال می کند.  ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

باند احمدی نژاد در پی چیست؟

دسامبر 31, 2010

جمهوری اسلامی دگرديسی های بزرگی را از سر می گذراند. در حالی که رژيم با چالش های داخلی و بين المللی بی سابقه ای روبروست ، شکاف ميان خودِ جريان های ولايی شدت می يابد. (more…)

فاجعه هایئتی ،قهر طبیعت یا جنایت انسان؟

ژانویه 19, 2010

زمین لرزه هفت ریشتری وحشتناکی که عصر روز سه شنبه ۱۲ ژانویه ، پورتوپرنس ، پایتخت هایئتی را ویران کرد و احتمال دارد کشته هایش حتی به دویست هزار نفر برسد ، اکنون به وسیله ای برای عوام فریبی قدرت هایی تبدیل شده که مردم هایئتی را تاکنون به روز سیاه نشانده اند. بی تردید زمین لرزه ای در این مقیاس در هر شهر بزرگ نتایج فاجعه باری به وجود می آورد ، اما مصیبت هایئتی بیش از آن که نتیجه قهر طبیعت باشد ، محصول یک فاجعه اجتماعی است که چند قدرت امپریالیستی ( که البته خود را مدافعان جهانی “دموکراسی” می نامند ) در ایجاد آن نقش تعیین کننده ای داشته اند. کافی است به چند نکته توجه کنید:

پرده ای دیگر از چشم بندی های “سربازان گمنام امام زمان»

مارس 13, 2009

پرده ای دیگر از چشم بندی های “سربازان گمنام امام زمان”
» هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما »
حافظ )
چهرۀ تاریخی چریک فدایی خلق در شرایطی در حافظه لایه‌های مترقی مردم ایران به عنوان یکی از نمادهای ایستادگی در مقابل استبداد و نابرابری ثبت شده، که اولاً مردم با تمام وجود از بیداد و خفقان رژیم شاهنشاهی رنج می‌بردند؛‌ ثانیاً هر مقاومت مردمی را دربرابر آن می‌ستودند و ثالثاً از زنان و مردانی که نام «فدایی خلق» بر خود نهاده بودند، جز فداکاری بی ریا و سر سپردگی به انبوه لگدمال شدگان چیزی نمی‌دیدند. آنهایی که اکنون این نام نیک در حافظۀ مردم را خطری برای خود می‌بینند و آن را «اسطوره سازی دروغین و بیهوده» می‌نامند، قبل از هر چیز از دیدن چهرۀ خود در آیینه افکار عمومی وحشت دارند و می‌کوشند نسل جوان مبارزان آزادی و برابری را از شناختن نسب نامه شان محروم سازند.