Archive for the ‘مقاله جدید’ Category

باز نشر مقاله چپاول طبقاتی عظیمی که در پناه سقوط ارزش ریال پیش می رود ! محمد رضا شالگونی

فوریه 24, 2013

2013-01-09_463_eterazاحمدی نژاد در مصاحبه ای تلویزیونی ( در روز شنبه دوم دی ) به مناسبت سالروز اجرای «طرح هدفمند سازی یارانه ها» ، با همان لاف و دروغ های همیشگی ، اعلام کرد که «با اجرای هدفمندی یارانه ها ، به عدالت نزدیک شدیم و و رشد اقتصادی ما به ۵ و۲ دهم در صد رسید و تولید در اغلب رشته ها افزایش داشت»! اما آش چنان شور است که حتی او با همه جسارت گوبلزی اش در دروغ بافی ، ناگزیر بود بگوید که «تا الآن ما ، تورم ۲۶  و یک دهم در صد داریم که عمدتاً ناشی از تغییر قیمت ارز است».

همه قرائن نشان می دهند که نرخ تورم آشکارا بالاتر از آن چیزی است که احمدی نژاد می گوید ؛ به وِیژه برای مزد بگیران ؛ اما حتی اگر در حدی باشد که احمدی نژاد می پذیرد ، نرخ بسیار بالا و غیر قابل تحملی است که زحمتکشان و تهیدستان جامعه را در فلاکت فلج کننده ای فرو می برد و با وجودِ آن محال است  بتوان به «عدالت نزدیک شد». بعلاوه ، فلاکتی که اکثریت بزرگ مردم ایران اکنون در چنگال آن دست و پا می زنند ، نه فقط محصول تورم است و نه خودِ تورم فقط محصول بالا رفتن قیمت ارز ؛ اما اگر همه انواع بهره کشی ها و تیغ زنی ها و زورگویی هایی را که اکثریت مردم از آنها رنج می برند ، کنار بگذاریم ، همین «تغییر قیمت ارز» یا ( بهتر بگوئیم ) سقوط ارزش ریال ، فرصت خوبی است برای چپاول اکثریت مردم به وسیله یک اقلیت کوچک صاحب امتیاز. (more…)

Advertisements

«یادداشت های پراکنده ! . شرمندگی مالِ کسی است که «چپ آوازه افکنده و از راست رفت» !

دسامبر 24, 2012

عکس

همین اندازه و تا آنجا که به دست اندرکاران اصلی و » نئوکانهای » درون دادگاه » ایران تریبونال »  بر می گردد ، دستاوردها و نتایج دادگاه منطقا باید برایشان اقناع کننده و حاوی دستاوردی بزرگ بوده باشد. اما برای » چپ » درون آن چه ؟ آیا چشم اندازی روشن در اینکه آنها صف شان را با نقدی شجاعانه از چنین پروژه ای جدا کنند ، وجود دارد؟  نوع برخورد و رویکرد نیروهای مخالف ایران تریبونال از این مرحله به بعد و در پروسه ای اینچنین چه اندازه موثر است و چه پارامترهائی را باید در نظر بگیرد ؟

حقیقت این است که ماجرای ایران تریبونال از آنچه ما فکر می کردیم ، بسیار فراتر رفت و دردناک این است که عده ای از جریان های چپ نیز با آنهایی که این طرح را چیدند و هدایت کردند ، هم آواز و هم باز شدند و خودشان را در دامی انداختند که دیگران در راستای هدف های شناخته شده شان پهن کرده بودند. در رسوایی این طرح همین بس که حالا چپ های مدافع آن ناگزیر شده اند رأی دادگاه کذایی را پنهان کنند ؛ و بعضی ها ناخودآگاه آن را حتی از خودشان هم پنهان می کنند! (more…)

قطعنامه ی کنگره هفدهم سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) در باره راه حل فدرالی برای ایران

سپتامبر 17, 2012

مقدمه

سازمان ما یکی از نخستین سازمان های سیاسی کشور بود که در گنگره اول خود ( در سال ۱۳۷۰ ) راه حل فدرالی را به عنوان یکی از ضرورت های تجدید سازماندهی دموکراتیک در ایران پیش کشید: «حق همه ملیت های ساکن ایران در تعیین سرنوشت خود ، از جمله جدایی کامل و تشکیل دولت مستقل. خودمختاری هریک از ملت ها که با تمایل آزادانۀ خود در یک مجموعه جمهوری فدراتیو متحد می شوند.« ( برنامه راه کارگر ).

در طول دو دهه ای که از آن زمان می گذرد ، هر چند فدرالیسم به یکی از خواست های اصلی تقریباً همه احزاب و سازمان های برخاسته از ملیت های محروم ایران تبدیل شده ، ولی برداشت های متفاوت و حتی متضادی از آن شکل گرفته که ممکن است مختل کنندۀ همگرایی میان نیروهای دموکراتیک باشد. با توجه به این مسأله بوده که گنگره های اخیر سازمان مرتباً بر ضرورت دقیق تر کردن درک ما از فدرالیسم تأکید داشته اند و قطعنامه زیر در راستای همان تأکیدات تنظیم شده است. لازم به یادآوری است که در این قطعنامه فقط به نکاتی پرداخته ایم که جنبه سیاسی دارند و عمداً از پرداختن به مسائل حقوقی و اداری مربوط به فدرالیسم پرهیز کرده ایم ؛ زیرا پرداختن به چنین مسائلی نیازمند مطالعات تخصصی گسترده ای است که در حال حاضر نه لازم است و نه جزو اولویت های سازمان ما می تواند باشد. تلاش ما فعلاً این است که تصویر روشنی از محتوای سیاسی فدرالیسم مورد نظرمان به دست بدهیم و فقط جهت حرکت در این زمینه را بگشائیم.

کنگره هفدهم سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

************************* (more…)

بحران هسته ای ؛ حمله نظامی و تحریم ها؟ نتایج ، راه حل و چشم انداز ! محمد رضا شالگونی

اوت 19, 2012

«بحران هسته ای» عنوانی شده برای بحرانی مُرکّب و چند جانبه که مسأله هسته ای یکی از جنبه های آن است ؛ گویی با کوه یخی روبرو هستیم که مسأله هسته ای به کلّه آن می ماند که از آب بیرون آمده است. بهتر است به یاد بیاوریم که یک دهه پیش همین بحران مرکب را در عراق داشتیم و بعد از سقوط صدام حسین معلوم شد که مسألۀ هسته ای عراق مسأله ای بوده منتفی شده به لحاظ «انتفاء موضوع»  و صدام مدت ها پیش اصلاً همه طرح های هسته ای اش را برچیده بوده و احتمالاً امریکایی ها هم (بعد از بازجویی از دامادهای فراری او در اردن ) از قضیه با خبر بودند. با این همه ، دولت بوش در سال ۲۰۰۳ به بهانۀ متوقف کردن طرح هسته ای صدام بود که عراق را اشغال کرد. پس باید دید جنبه های مختلف بحران تا چه حد به مسأله هسته ای ارتباط دارند و از طریق آن قابل حل هستند. برای پاسخ به این سؤال لازم است نگاهی بیندازیم به جنبه های گوناگون بحران مرکبی که اکنون با آن روبرو هستیم. (more…)

جامعه جهانی به لحاظ حقیقی و حقوقی ، دخالت بشردوستانه، سازمان ملل !پاسخ محمد رضا شالگونی به سؤال های مجله «آرش»

ژوئیه 8, 2012

1– آن چه امروز به «جامعه‌ی جهانی» معروف است را چگونه باید تعریف کرد؛ چه به لحاظ حقیقی و چه به لحاظ حقوقی؟ این جامعه جهانی چه نهادها و اندام ها و سازمان های تأثیر گذارنده را در بر می گیرد؟

«جامعه جهانی» (international community) اصطلاح غلط اندازی است با یک بار ایدئولوژیک کاملاً گمراه کننده برای جا زدن قدرت های بزرگ غربی و به ویژه امریکا به عنوان تجسم وجدان بشریت. این اصطلاح چنان می نماید که گویی نهادی یا مجمعی به نمایندگی از طرف همه ملت های دنیا وجود دارد که به شکلی دموکراتیک امورات جهان ما را سر و سامان می دهد. اما حقیقت این است که چنین چیزی وجود خارجی ندارد.

آیا سازمان ملل تجسم «جامعه جهانی» است؟ بعضی ها سازمان ملل متحد را چکیده جامعه جهانی می دانند ، اما این وارونه کردن واقعیت است. سازمان ملل متحد خود یکی از اهرم های حافظ نظم موجود جهانی و سلسله مراتب زورگویانه حاکم بر آن است و به چند دلیل نمی تواند تجسم وجدان بشریت باشد یا حتی منافع همه کشورها را نمایندگی کند: (more…)

نقش حزب توده در تضعیف چپ ایران در مقابل جمهوری اسلامی

فوریه 1, 2012

همه انقلابات اجتماعی بزرگِ چند قرن اخیر حرکت های تاریخی رو به جلو بوده اند؛ معمولاً ایدئولوژی، رهبری و برنامه پیشرو داشته اند و در جا انداختن مفهوم “حاکمیت مردم” به عنوان پایه مشروعیت نظام سیاسی، به درجات مختلف، تأثیر گذار بوده اند. اما انقلاب ۱۳۵۷ ایران استثنایی بر این قاعده بود. زیرا نخستین انقلاب توده‌ای و سراسری برخاسته از پائین بود که با رهبری یک نیروی آشکارا واپسگرا صورت گرفت و اصل “حاکمیت مردم” را نه تنها در عمل، بلکه حتی با بیان تئوریک کاملاً صریح کنار گذاشت. (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – بخش 11 ! نگاهی به چشم انداز مداخله نظامی خارجی در سوریه

ژانویه 15, 2012

رژیم اسد در تمام چهار دهۀ گذشته از نظر امریکا حکومتی نامطلوب بوده است. برخلاف قذافی که در پنج – شش سال آخر تلاش می کرد به نحوی با غرب کنار بیاید ، اسد ها هیچ وقت سرراست به طرف امریکا نچرخیده اند. بعلاوه این رژیم تنها حکومت عربی خط مقدم رویارویی با (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته ! آیا سوریه در یک جنگ داخلی خونین فرو می غلتد؟ بخش دهم

ژانویه 6, 2012

نزدیک به ده ماه پس از آغاز خیزش های توده ای در سوریه ، جنبش مردمی همچنان پرنفس ادامه دارد و رژیم اسد نیز همچنان با توحشی فزاینده سرکوب خود را ادامه می دهد. اکنون دو چیز روشن است: یک – حرکت های توده ای ، دیگر به منطقه خاصی محدود نیست و تقریباً به همه جا گسترده شده و حتی تا حدود قابل توجهی خصلت مسلحانه پیدا کرده است. دو – سوریه در مسیری شبیه به لیبی پیش نمی رود. این تفاوت از کجاست؟ مهم ترین عوامل تفاوت اینها هستند: (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – ۹ زوال پایه اجتماعی حزب بعث

دسامبر 23, 2011

شورش توده ای بزرگ و دائماً گسترش یابنده ای که در نُه ماه گذشته علیه رژیم بشار اسد برخاسته ، جای تردیدی باقی نمی گذارد که اکثریت مردم سوریه با این رژیم مخالفند. همچنین تردیدی نمی توان داشت که شورشی با این دوام و گستردگی فقط با نفرت مردم از دیکتاتوری یا تأثیر پذیری آنها از انقلاب های تونس و مصر قابل توضیح نیست. دیکتاتوری ها ضرورتاً همیشه و همه جا رژیم های منفوری نیستند. مثلاً رژیم جمال عبدالناصر مسلماً یک دیکتاتوری بود ، ولی وقتی ناصر ( در سپتامبر ۱۹۷۰ ) مُرد ، بیش از شش میلیون مصری از سراسر کشور به (more…)

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – ۸ – علل دوام دیکتاتوری خاندان اسد

دسامبر 18, 2011

از عمر دیکتاتوری خاندان اسد اکنون ۴۱ سال می گذرد ؛ و دیکتاتوری حزب بعث که در مارس ۱۹۶۳ از طریق یک کودتای نظامی آغاز شد ، اکنون چهل و هشتمین سال خود را پشت سر می گذارد. در سراسر این دورۀ تقریباً نیم قرنی ، طبق «قانون وضعیت فوق العاده» ( که ظاهراً در ۲۱ آوریل امسال از طرف بشار اسد الغا شد ، ولی در عمل با خشونتی بسیار وحشیانه تر همچنان اجرا می شود ) مردم سوریه در بی حقی مطلق و در ناتوانی آشکار در مقابل حاکمان شان می زیسته اند. خاموشی آنها را در طول زمانی چنین طولانی چگونه می توان توضیح داد؟ بی تردید ، نخستین پاسخ برای این سؤال را باید در خشونت همین دیکتاتوری جستجو کرد که شکل گیری هر نوع تجمع و تشکل مستقل را بسیار دشوار می کرده است. (more…)